کلا ما می خندیم که دنیا بهمون بخنده اما می رینه به هیکلمون دنیا!
۳ اسفند ۱۳۹۰
۲۶ بهمن ۱۳۹۰
اوج هنر داستان نویسی 1
سگ زرد فهمیده بود که نه تنها برادر شغال نیست بلکه اصن برادر نداره، تازه دم هم نداشت که تکون بده!
خیلی این مسئله آزارش میداد تا اینکه کلاغش به خونه اش رسید، ای یار مبارک بادا!
13
منو بکشنم نمی گم کون!
هیچ وقت تا حالا نگفتم کون!
اونا که بی ادبن می گند کون انگار مثلا دارند می گن دست!
آدم باید خیلی بی ادب باشه بگه کون!
من که نمی گم کون!
گفتن کون کار بچه های بی ادبه!
۱۳ بهمن ۱۳۹۰
12
کلا دلم میخواد این سری که رفتم نمایشگاه یه قلک تهیه کنم بزارم اون کف کف کف نمایشگاه بعد روش بنویسم هر کی به ازای هر بار دیدن اون کتاب زنان ونوسی مردان مریخی و دید یه صدی بندازه تو قلک که ایشالله تا پایان نمایشگاه امسال فقیر نداشته باشیم!
اشتراک در:
پستها (Atom)